لانگ فلودر «زبور زندگي» ميگويد: «زندگي مردان بزرگ به ما يادآور ميشود كه ما نيز ميتوانيم به زندگي خويش اعتلا ببخشيم، و پس از رحيل، پشت سر خود اثر پايمان را بر شنهاي زمان برجاي نهيم.»
كوهبنان عليرغم آنهمه غناي معنوي و ارزشهاي وسيع مادي و قدمت تاريخي معالاسف ناشناخته و مهجور مانده و صد البته تاوان سنگيني را از اين بابت پرداختهاست، چه امكانات وسيع مادي و انديشههاي منور و روشني كه مستور بوده و بلااستفاده ماندهاند و سرانجام در خاك شدند طبيعي است موقعيتهايي اين چنين ارزشها را به هدر داده و شكوفايي استعدادها را مانع ميشود.
جاي بسي تأسف است كه علم و آگاهي از مشاهير و مفاخر و افاضل اين خطه آنقدر محدود است كه گاه فقط به بيان نام بزرگان و احتمالاً محدودة فعاليت علميشان خلاصه ميشود. به عنوان مثال (نمونه) ابوالسحاق كوهبناني رياضيدان و فيلسوف بزرگ قرن هفتم كه يكصد و پنجاه سال قبل دانشگاه سُوربن فرانسه نظرات او را انتشارداده، در موطن خود غريب و ناشناس مانده است. در اين مقطع تاريخي مهم از حيات اجتماعي و فرهنگي مردم ايران كه فرهنگهاي قومي و سنتي در معرض هجوم فرهنگهاي زادة پيشرفت صنعت و توليد صنايع ماشيني است پرداختن به پژوهش دربارة جامعههاي سنتي، شهري و روستايي و شناخت ارزشهاي فرهنگي انسان ساز در اين جامعه اهميت فراوان دارد.
وجه تسميه
كوهبنان مركب است از دو لغت «كوه» و «بنان» (پستة كوهي) بنابراين كوهبنان يعني محل روئيدن درختان بنه (پسته كوهي) مانند سربنان كه آنهم در امتداد ارتفاعات كوهبنان قرار دارد شايد اين نام از نامهاي ديگر مانند (كوهبنان – كوبنات – كُهبنان – كُهستان – كُوبنان – كُوبينان - كُوبيغان – كُوهلبنان – كُهسان – كُوهستان ) كه در تاريخ از آن ياد شده است درستتر به نظر برسد ماركوپولو هنگام مسافرت خود به مشرق، اين شهر را به نام كبنان (Cobenan) ياد كرده است.
عده اي براين باورند كه چون بلندترين نقطه مرزي كرمان كوه كوهبنان بوده است و زمان قديم افرادي از طرف حكومت براي ديدباني بر بالاي كوه مستقر بودهاند، كه به آنان كوهبانان ميگفتهاند به همين علت نام اين محل را كوهبنان ناميده اند.
بعضي وجه تسميهاش را به علت داشتن درختان بنه در كوهها، كوهبنان ناميدهاند.
در بستان السياحه كوهبنان را با لهجة كرماني، كُهبِنون (كُهبِنان) نوشته و در نسخه المضاف كوبنات نوشته شده است. آقاي دكتر فرزام در كتاب مسافرتهاي شاه نعمت الله ولي دربارة كوهبنان چنين مي نويسد:
«اين كلمه تحريف و تصحيف كُهبنان مخفّف كوهبنان است و تذكره نويسان به غلط آن را كهستان نوشته و جمعي را به اشتباه انداختهاند. در تذكرة دولتشاه سمرقندي كه به سعي ادوارد برون انگليسي چاپ شده يكجا در شرح حال شاهولي «نعمت الله كهستاني» آمده كه منظورش همان كوهبناني بودهاست.
كوهبنان مركب است از دو لغت كوه و بنان كه پسته كوهي باشد و بنابراين كوهبنان يعني محل نمو و روييدن درختان پسته كوهي*و بالاخره در كتب و يادداشتهاي مختلف كوهبنان را به نامهاي: كوبنان، كوبنات،كُهبنان، كهستان و كوهستان آورده اند.
(*فضل الدين ابوحامد احمدبن حامدكرماني –عقدالعلي للموقف الاعلي، چاپ دوم، پاورقي ص98)
موقعيت جغرافيايي
كوهبنان در قسمت شمال غربي استان كرمان قرار گرفته و فاصلة اين شهر تا مركز استان 168 كيلومتر است و داراي طول جغرافيايي ( َ17 و ْ56 ) شرقي و عرضجغرافيايي آن ( َ25 و ْ31 ) شمالي بوده و ارتفاع آن از سطح دريا 1945 متر است. رشته كوههاي به هم پيوسته كوهبنان از شمال غربي به جنوب شرقي امتداد دارد. بلندترين نقطة كوهبنان كوه داودان است كه 3660 متر ارتفاع دارد. (علت اين نامگذاري، رويش گياهان دارويي در آن است.) از شمال به شهرستان بافق، از جنوب به شهرستان زرند و از مشرق به شهرستان راور و بهاباد و از مغرب به نوق رفسنجان و زرند محدود است. اين شهر جمعيتي بالغ بر 25 هزار نفر دارد. چنانكه گفتهاند «موضعي نزه و مكانيخرم با اعتدال هوا و غروبت ماء و رفعت بنا » تجري من انهارها و اقطارها الماء الزلال و جنتان عن اليمين و الشمال يصل لمن يصل اليه ما قدره الله رزقاً للعباد و هي عمارة لم يخلق مثلها في البلاد.
ناهمواريها
منطقه كوهبنان قسمتي از ضلع شمال غربي بزرگ ناوديس منطقه كرمان را تشكيل ميدهد كه از نوع رسوبات و نحوة چين خوردگيها بسيار متنوّع است، بطوري كه از قديمي ترين رسوبات تا جديدترين آنها در مقاطع متعددي كه در جهات مختلف از بزرگ ناوديس مذكور تشكيل شده قابل رؤيت است، ولي به علت فعاليتهاي تكنونيك و گسل خوردگيهاي فراوان، در هم ريختگي طبقات طوريست كه تشخيص اين لايه و طبقه بنديهاي زمين به سهولت امكان پذير نيست.(1)
رشته كوههاي كوهبنان كه از مهمترين ارتفاعات استان كرمان ميباشند با جهت شمال غربي به جنوب شرقي تا كرمان و بم گسترش يافتهاند . اين كوهها بزرگترين حايل بين مناطق كوير با ساير مناطق استان هستند .
بلندترين نقطه كوهبنان همان كوه مشهور «داودان» است كه 3660 متر ارتفاع دارد. و اين نام شايد بواسطه گياهان دارويي زيادي كه در آن مي رويد «دوادان» بوده است و كم كم به داودان مشهور شده است .
در مشرق كوهبنان كوه سرخرنگي واقع است كه به كوه سرخ مشهور است و در جنوب نيز كوه جور است كه رودخانهاي از آن منشأ ميگيرد و اخيراً در مسير آن سد خاكي احداث شده است.
گُسل كوهبنان جزء هفت گسل فعّال ايران طي هزاران سال اخير بودهاست كه نقش مهمي در زلزله خيزي منطقه دارد.
آب و هوا
براساس طبقه بندي انواع آب و هوايي ايران كه توسط اقليم شناس اتريشي «كُوپن» و يا ديگر متخصصين صورت گرفته، منطقه كوهبنان داراي آب و هواي نيمه بياباني است.
مشخصه اين نوع آب و هوا، تابستانهاي معتدل و زمستانهاي سرد و خشك ميباشد بخشي از تودههاي هواي مرطوب كه موجب نزول بارندگي در اين ناحيه مي گردد، تودههاي هواي مرطوب مديترانه است كه از مرزهاي غربي كشور گذشته و وارد فلات مركزي ايران مي گردد. جريانهاي مذكور در طول مسير و در برخورد با ارتفاعات زاگرس بخشي از رطوبت خود را از دست ميدهد و زماني كه به اين ناحيه ميرسد قدرت بارانزايي قابل توجهي ندارد.
علاوه بر جريانهاي هواي مديترانهاي، تودههاي هواي مرطوبي نيز از مناطق شرقي و جنوب شرقي به اين ناحيه ميرسد و گاهي موجب نزولاتي در سطح منطقه مي گردند.
ضمناً تودههايي با منشأ سيبري نيز منطقه را تحت تأثير قرار ميدهند، ليكن به علت بعد مسافت داراي رطوبت كافي نيستند و تنها در بعضي سالها موجب يخبندان و سرماي شديد ميگردند.
ايستگاه كليماتولوژي كوهبنان از سال 1348 تا سال 1359 داراي آمار اندازهگيري بارندگي بود و پس از سالها از كارافتادگي اخيراً توسط ادارة جهاد كشاورزي راهاندازي شده است.
متوسط بارندگي 32 ساله ايستگاه كه با تعيين ضريب همبستگي با ايستگاه سينوپتيك كرمان حاصل گرديده برابر 1/146 ميلي متر بوده است.
بيشترين نزولات در طول سال مربوط به ديماه و حداقل آن مربوط به ماههاي تابستان است.
درجه حرارت
بنا به اطلاعات بدست آمده سردترين ماه سال ديماه و گرمترين ماه تيرماه است. همينطور حداقل مطلق يا كمترين درجة حرارت منهاي 16 درجة سانتيگراد (16-) و حداكثر 38 درجة سانتيگراد بوده و متوسط درجة حرارت در همين دوره 1/14 درجة سانتيگراد محاسبه شده است و بطور متوسط تعداد روزهاي يخبندان 75 روز در طول سال ميباشد.
بادها
وزش بادهاي موسمي در فصل تابستان و پائيز از مشرق به سمت مغرب بوده و از اواخر زمستان و فصل بهار بادهايي از شمال به جنوب و از مغرب به مشرق و از جنوب شرقي به شمال غربي مي وزند كه از نظر زماني كوتاه مدت ميباشند.(3)
منابع آب
منطقه كوهبنان در ناحية جنوب شرقي ايران و به فاصلة هشتاد كيلومتري شرق كوير لوت واقع شده و با فاصله زياد از منابع تأمين رطوبت، بارندگي قابل توجهي ندارد.
در اين منطقه رودخانهاي كه داراي جريان آب دايم باشد وجود ندارد و صرفاً تعدادي مسيل كوچك و بزرگ در ارتفاعات محدوده ملاحظه ميشود كه اكثراً پتانسيل آبي قابل توجهي ندارند.
ارتفاعات اين ناحيه از تشكيلات كرتاسه و رسوبات ژوراسيك بوجود آمده و تشكيلات مذكور اصولاً فاقد نفوذ پذيري مؤثر مي باشد.
از مطالعات ژئوفيزيكي و برداشتهاي زمين شناسان چنين برمي آيد كه در اين منطقه نهشتههاي زمين شناسي از تشكيلات ماسهاي و سيلتي با دانهبنديهاي كم و بيش شني درست شده، در نتيجه ضريب قابليت انتقال بايستي در حد متوسطي باشد ولي برگشت سريع آب به سطح اوّليه نمايانگر احتمال تحت فشار قرار داشتن سفرههاي آبي است كه با توجه به دبي حاصل از چاه ميتواند محل مناسبي براي حفاري و بهرهبرداري به منظور شرب باشد.
استفاده از منابع آب زير زميني، با حفر قنوات نظير ساير مناطق كشور از ديرباز صورت گرفتهاست، منتهي در سالهاي اخير با حفر چاههاي عميق و نيمعميق شهرداري و سازمان آب سطح آبهاي زيرزميني پايين رفته بطوري كه تعدادي از قناتها خشك و آب تعداد باقي مانده كم شدهاست.
1-كارشناسان ذوبآهن كرمان مطالعة زمينشناسي منطقه زرند و كوهبنان از نظر حوزه زغالي -1360
2- حيدر پوراشرفي، محمد علي، بررسي آبهاي سطحي و زيرزميني منطقه كوهبنان، پروژه دانشگاه آزاد كرمان 1372
3- مهندسين مشاور باوند، گزارش طرح توسعة شهري كوهبنان 1362
|