افضل الدين ابوحامد كوهبناني
وي از اديبان و فضلاي قرن هفتم هجري است كه در تاريخ نگاري و نويسندگي و طب سرآمد عهد و ديار خود بوده است وي در نيمه دوم قرن 6 هجري كه سنين جواني را پشت سر گذاشته به منصب قديمي و منشيگري ملوك و امراي كرماني رسيده است وي علاوه بر اينها به حرفه طب و صحت مزاج نيز مردي كامل حاذق بود كه رسالة المؤسومه به صلاح الصماح در علم طب از وي به يادگار مانده است و اين سخن كه بهداشت مقدم بر درمان است. راوي هفتصد سال پيش اين گونه بيان كرده است حفظ صحت يك نيمه از جزو عمل است از علم طب و نيمه ديگر علاج بيمـاران است چنانچـه معروف اسـت ملك دينـار به فتح راور موفق ميشود.
تيري به چهره ملك دينار ميخورد واو را مجروح ميسازد ملك دينار به دست خود تير را از چهره بيرون ميآورد. ولي پليكان درگونة چپ او نزديك چشم ميماند افضل در اين وقت از كوهبنان اين دو بيني را گفته به راور ميفرستد.
|
تيري كه بدو داد عدو پاسخ شاه
|
آمد بـه نظاره رخ فـــرخ شـــاه
|
|
آورد كليد قلعه و پيش كشيــد
|
شكرانه بوسهاي كه زد بر رخ شاه
|
|
*****
|
|
دستبرد غم چو ميبيني چه پرسي سرگذشت
|
پايمال محنتم زآن اشكم از سردرگذشت
|
افضلالدين علاوه بر هنر نويسندگي در شعر و قدرت طبع آزمايي از سرآمد شعراي آن عصر شمرده ميشود شعر افضل در سبك خراساني ودر كمال استحكام و جزالت است رواني و فصاحت و سادگي لفظ او موجب شده كه وي به بيهقي كرمان شهرت يابد. چند اثر از او باقي است:
الف)عقد العلي للموقوف العلي ب) بدايع الزمان فيوقايعكرمان ج) المضافالي بدايع الازمان |