دهستان هاي مهم
از جمله روستاهاي بخش مرکزی كوهبنان كه مجال پرداختن به همه آنها نيست و فقط به ذكر نام بعضي از آنها بسنده ميكنيم عبارتند از:
دهستان ده علي (خرمدشت) - دهستان جور - فيدكوئيه - شكرآباد - گراكوئيه - فتح آباد- كهن- رتك - بيدان پنج - بيدان خواجهرئيس - سبلوئيه - حسين آباد - درخم - گرد و كج - درآب - در هود - در جزي- افزاد - پسندوئيه - دهخواجه - گيتري - درگسك- ده سيدا - گازكهن - دهنو قلندر - عباسآباد - كاروانگاه و...
با شهرستان شدن کوهبنان تعداد روستاهای تابعه افزايش يافته است که به زودی اطلاعات بيشتری در اين خصوص روی وب سايت کوهبنان قرار می گيرد. در این بخش به دهستانهای جور و خرمدشت اشاره می شود.
1 - دهستان جور
وجه تسميه جِوَر
از وجه تسميه جور تا حدودي اطلاع در دست نيست اما مردم كوهبنان اين دهستان را به نام گور ميشناسند كه در فرهنگ عميد جَور با جُور به معناي بالا بلندي و ارتفاع آمده است. شغل اكثر مردم آن دامداري و كشاورزي است.
مردم جور، جور را گِوَر ميگويند. كلمه جور تنها در نوشتهها به كار ميرود. در كتاب فرهنگ عميد در باب معني جور آمده است كه: « جُوَر يا جِوَر» بالا، بلندي، ارتفاع و نيز به معني حق تصرف، حق اولويت كسي در زراعت زمين است».
موقعيت جغرافيايي جور
جور در فاصله حدود سه كيلومتري جنوب كوهبنان، و كوهبنان در فاصله يكصد و شصت و هشت كيلومتري شمال كرمان قرار دارد.
سابقه تاريخي جور
از سابقه تاريخي جور، من چيزي نميدانم. قطعاً تاريخ پيدايش آن از زماني شروع ميشود كه قنات آن و اولين خانه آن ساخته شده و شروع به زراعت كردهاند و از تاريخ ساخته شدن قنات و اولين خانه و آغاز زراعت در آن خبري ندارم.
ناگفته نماند كه گاهي در جور هنگام بحث از تاريخ قنات آن صحبت از چاههاي حسن و حسيني هم ميشود، ميگويند؛ دو برادر بودهاند يكي به نام حسين كه رشته قنات و چاههاي فعلي جور را به وجود آورده و ديگري حسن كه يك رشته چاه و قنات در غرب چاهها وقنات حسين درست كرده است. از رشته چاههاي حسن (حسني) اثري بسيار بسيار كم باقي مانده است.
محصولات صحرايي باغي جور
محصولات صحرايي و باغي آن بيشتر از همه گندم است، بعد از آن جو، ارزن، خربزه، هندوانه، ينجه، توت سفيد، توت سياه، انگور، گيلاس، آلبالو، پسته، گلابي، زرشك، به ( بهي)، سنجد، هلو، زردآلو و …
مقدار آب و وسعت صحراي جور: وسعت دو صحرا (صحراي پهلوي كوه و صحراي كوير) جور حدود يكصد و هفتاد يا يكصد و هشتاد هكتار است. آب مخصوص كشاورزي و باغهاي جور آب قنات است و به تعداد هشتصد و شصت و چهار (864) طِشته يا سهم تقسيم شدهاست. مقدار هر طشته از نظر زماني ده (10) دقيقه است و براي هر طشته يا سهم ،هشت من يا ده من زمين گندم ميكارند و به طور متوسط هر طشته هشتاد من (دويست و چهل كيلو) گندم حاصل آن است. مدت تمام شدن يا دوره هشتصد و شصت و چهار طشته، شش شبانه روز است. هر من چهار قصب و هر قصب بيست و پنج متر مربع است.
گياهان و سبزيجات و درختهاي بياباني و كوهستاني جور نیز عبلرتند از: جاز، چَنز، غيچ، اُردُلك، دَشتي (دشتي كه همان اسپند است بيشتر در اطراف صحرا و در اطراف ده مي رويد) خار، كِما، گين(كه از آن كتيرا ميگيرند)، آلاله، پونه(پودنه)، زيره، زارچ(نوعي زرشك)، دَندِلوُ ( بادام ريز كوهي)، كُريك، بِنِه، گز، نون تِلِ كو، شمَپُركُو، كَنگَر.
شغل مردم و صنايع دستي در قديم
شغل مردم در قدرم كشاورزي و گلهداري بوده است، صنايع دستي قديم آنها گليمبافي، پنبه زني، نخريسي و … بوده است.
گندمكاري از زمان قديم تا به حال تنها فرقي كه كرده است اين است كه مقداري از كارها ماشيني شده است و به واسطه كودهاي شيميايي محصولات زيادتر شدهاست. گلهداري روش آن همان روش سابق است، محصولات دامي هم از قديم تا به حال، شير، ماست، دوغ، كشك، روغن، كره (مَسكه پنير، تَلف(غَرِه غُروت) كُرك، پشم، مو.
حيوانات اهلي
حيوانات اهلي عبارتند از: گاو، گوسفند (بز و ميش، انواع نر و ماده آنها را در جور گوسفند مينامند) الاغ، مرغ و خروس، بوقلمون.
دين و مذهب و آداب و رسوم
دين مردم جور اسلام و مذهب آنان اثناعشري است، آداب و رسوم آنان بيشتر مربوط به آداب علي نوروز و روز سيزده (13) فروردين، در روز نوروز كوچكترها به ديدن بزرگترها ميروند و از دست آنان هديهاي نوروزي ميگيرند و مردم در نوروز لباس نو ميپوشند، قبل از نوروزخانه تكاني ميكنند. روز سيزده از خانه و ده به طرف صحرا و بيابان مي روند و به تفريح و گردش ميپردازند.
آداب و رسوم مذهبي آنان مربوط به نماز جمعه و جماعت ميشود و مربوط به ايام سوگواري براي فردي كه تازه از دنيا مي رود و مربوط به ايام عاشوراي حسيني، هرگاه فردي از دنيا برود براي روز دوم يا سوم مرگ او و روز هفتم و چهلم مراسمي دارند. در روز دوم يا سوم مردم جهت تسليت بازماندگان به خانه يا مسجدي كه براي مرده در آن مجلس سوگ بر پا شده، ميروند و روز هفتم و چهلم بر سر قبر مرده ميروند.
عاشوراي حسيني مردم جور نظير عاشوراي حسيني ديگر نقاط ايران خصوصاً كرمان است.
تعدادي از لغات زبان مردم جور
الف- لغات مربوط به اعضاء بدن:
1- كَله يعني سر 2- دماغ يعني بيني 30 فُكُل يعني موي قسمت پيش سر كه براي زيبايي نگه ميداشتند و به طرف بالا شانهاش ميكردند يا به طرف چپ يا راست كجش ميكردند و فكل مخصوص پسران بوده و هست 4- كُلُفت يعني قسمت«گونه» سر 5- شقيقه يعني آن دو قسمت از پايين سر و نزديك چشمها 6- كِلوچ يعني چَنِه يعني زنخدان 7- آريك = لثه 8- كول = پشت 9- كول كردن = پشتكردن ، برپشت نهادن 10- بَووُ = بازو 11- كَمشِك يا نازه = ناخن ( همان قسمت از انگشتها كه دائم بلند شده و آن را با ناخنگير ميگيرند يعني كوتاه ميكنند) 12- ناخن = انگشت 13- جَناغوُ سينه= قسمت بالاي سينه و نزديك گلو –14- نافك= ناف 15- اِسپَل= طحال 16- گَرده = كليه 18- لِنگ = پا 18- اشكم =شكم 19- حلق = حلقوم 20- لَو= لب 21- شاكول= فك.
ب- لغات مربوط به اعضاي خانوده:
1- باشا= پدربزرگ 2- بيبي = مادر بزرگ 3- بابا= پدر 4- نَنَو= مادر 5- كاكا= برادر 6- دادو= خواهر
ج- لغات مربوط به خانه و وسايل خانه و پوشاك:
1- خونه= خانه 2- ديوال = ديوار 3- صِفه= ايوان خانه ( آن قسمت از خانه كه داراي سه ديوار و داراي سقف است و قسمت بدون ديوار آن رو به حياط خانه است.3- رَف= قسمت انتهاي بعضي از صفهها كه زير سقف و بالاي ديوار و طاقچه مانند است 5- كَوت = قفل چوبي قديمي 6- كوت كردن = قفل كردن 7- دالان = راهرو سقفدار خانه 8- راچينه يا راه چينه = پِله 9- كيشو= چادر 10- چارقد يا چهارقد= روسري بزرگ مربع شكل 11- قِبا= كوت، البته شكلش با كوت كمي فرق دارد 12- پيرن= پيراهن 13- پاتوره = پارچه اي كه ا زساق پا تا زير زانو دور ساق پا ميپيچند 14- چوغه= نوعي لباس شبيه پالتو كه از پشم ميبافند 15- تمون = زير شلواري بلند 16- اتا= نخ خياطي 17- گيوه = نوعي كفش كه قسمت زيرين آن يعني تخت از پارچه است و روي آن با نخ بافته يا دوخته شده است 18- سبو= كوزه 19- تغارو= كشك ساب 20- جوغن= هاون 21- دولو= قندان پارچهاي 22- دول= سطل پوستي آبكشي از چاه 23- عَرَقچين = نوعي كلاه پارچهاي 24- جِليزغِه يا جليقه= لياس بيآستيني كه بين كوت و پيراهن يا تنها روي پيراهن ميپوشند.
د- لغات مربوط به خوردنيها:
1- قُرمه= گوشتي كه ريز ريز كرده و درمقداري آب آنقدر جوشاندهاند تا خوب پخته شده و آبش هم تمام شده، نوعي كنسرو 2- كِله جوش= كشكي كه سابيده شده در مقداري آب و روغن گرم ميكنند 3- قِتِق= همان قرمه يا مقداري روغن را كه در مقداري آب به جوش ميآورند قتق ميگويند 4- خيار بالنگ= خيار سبز 5-خيار = خربزه 6- مسكه= كره، كرهاي كه از به هم زدن ماست حاصل ميشود 7- تلف= غره غروت 8- گورماست= ماستي كه داخل آن شير ريخته شده است 9-چِنرو= تكههاي ريز دُنبه كه پخته شده است 10- پينگو يا دوغي = ته مانده كرده (مسكه ) اي كه تبديل به روغن شده و در آن مقداري آرد گندم هم پخته شدهاست.
ه – لغات مربوط به حيوانات:
1- چَغوت = گنجشك 2- كَلّه پَقُّو = نوعي مارمولك كوچك 3- كِليسك = نوعي مارمولك كوچك 4- شانه سر= هدهد 5- كفتر = كبوتر 6- كوگ= كبگ
د- اسامي گاو و گوسفند در ارتباط با سن آنها:
در جور به ميش و قوچ و بز و نره بز و بچه هاي آنها كلا گوسفند ميگويند. در حالي كه در بعضي جاهاي ديگر به ميش و قوچ و بچههاي آنها گوسفند ميگويند و به ماده بز و نره بز و بچههاي آنها بز ميگويند. در جور به نره بز ( نري) ميگويند و به بزغاله ( بچه بز ) كرّه .
به بز ( نرينه و مادينه آن) از بدو تولد تا پايان يك سال كره ميگويند . از پايان يك سال يا از آغاز سال دوم تا پايان سال دوم اگر ماده باشد به آن گيسه ميگويند و از سال سوم تا پايان سوم تُرُشتير و از سال چهارم به بعد ترشتير بز يا مطلقاً (بز) ميگويند. در صورتي كه نرينه باشد از سال دوم تا پايان آن چُبُش ميگويند و از سال سوم تا پايان آن سال دُبُرو از سال چهارم تا پايان كهنه و از سال ششم به بعد كيشو. در مورد گاو، تا يك سال كه از سن آنها ميگذرد چه ماده باشد چه نرينه نامش گوساله است. واز سال دوم تا پايان آن سال در صورتي كه ماده باشد دارگو و در صورتي كه نرينه باشد جُنگَل، از سال سوم به بعد گاو يا گو (مادهگو و نره گو يا نره گاو).
تعدادي از دو بيتيها مردم جور
اشعاري كه در جور از قديمالايام تا به حال خوانده مي شود دوبيتيهايي است كه گويندهاش نامعلوم است. در اينجا تعدادي از آنها را مينويسيم:
بزن ني زن كه غم داره دل ما بزن ني زن كه دوره منزل ما
بزن ني را مقامش را بگردان به هرنوعي كه ميخواهددلما
***
بزن ني زن رفيق با وفايم كه مهمان عزيز آيد برايم
بخوان اي نازنين يار عزيزم بنال يك چند امشو از برايم
***
سر كوه بلندني ميزنم من شترگمكردهام پيميزنم من
شترگم كردهام باجفتهاشي گليگم كردهامشايد توباشي
***
غريبي سخت مرا دلگير داره فلك بر گردنم زنجير داره
فلك از گردنم زنجير بردار كه غربت خاك دامنگير داره
***
نه تَودارم نهجايم ميكنه درد نميدونم چرارنگم شدهزرد
همه ميگند كه گرماي زمينه خودمميدونمكهعشقنازنينه
***
سر راهم دوتا شد واي برمن رفيقازمن جدا شدواي برمن
رفيقازمنجداشدرفتبهغربت بهغربت آشنا شد واي بر من
***
سهروزهرفتهايسيروزهحالا زمستونرفتهاينوروزهحالا
تو ميگفتي سر هفته ميآيم شمارهكنببينچندروزهحالا
به ناداني گرفتم كوره راهي ندونستمميافتم توي چاهي
به دل گفتم رفيقي تا به منزل ندونستم رفيق نيمه راهي
***
خداوندا زمانه مفلسم كرد طلا بودم به مانند مسم كرد
طلا بودم سردستبزرگان فلك گوشهنشين مجلسمكرد
***
خوشا امشوكهمهمانشمايم كبوتر بر لب بام شما يم
تروشروييمكنبررويمهمان خدا دونه كهفردا شوكجايم
تغييرات جور از حدود پنجاه سال قبل تا به حال
الف- توسعه دهستان، خانههاي قديم و جديد:
وسعت دهستان جور از پنجاه سال قبل تا به حال حدود سه برابر شده. خانههاي قديم تا آنجا كه به خاطر دارم از شمال به جنوب عبارتند از:
خانههاي باقر محمدفتحعلي و غلامرضا علي حسن و حسين علي حسن، خانه علي حسين كربلايي حسن، خانه حسن محمداكبر رضا، خانههاي حسن و رمضان شكالله، حسن علي مختار، ابوتراب ، نصرالله علي حسين اكبر، ملااكبر، كربلايي علي، كربلايي قنبر، اكبرينژاد، صفر، حيدرقلي، ملاعلي، محمد شريف، حيدربابايي، كربلايي اكبر، علي اكبري، حسين علي كاظم، محمدحاج حسين، محمد عابدين، عليرضا و عباس قاسم، حسينعلي،محمدرضا، اصغر كربلائي حسين، پنجعلي باقر، زينل غلامحسين، اكبر غلامحسين، محمد بالو، حاج حسنخان( خانه فعلي اكبر اكبريان) ، كربلايي حسن، عليمحمد كربلايي حسن، علياكبر خراساني، حسن مشهدي علي، غلامرضاحسين قاسمعلي، عباس غلامرضا وعلي محمد اكبررضا، اسدالله وحسن علي اكبر حسينعلي وعلي ام السلمه، حسين و محمدعلي اكبر خراساني، حاجرضا حسين يوسف، حسين يوسف، اكبر غلامحسين اسماعيل سعيد،غلامرضا آمنه، كربلايي حسن محمد حسين، محمد و حسين ملااكبر، محمدتقي اسدالله، رجبعلي حسينا، سيدعلي جعفري.
حسينيه قديم جور تقريباً وسط محدوده قديم جور و دركنار خانه قنبر علي و باغ ملااكبر قرار دارد. امام زاده بيبي خاتون در جنوب جور قرار دارد. دوازده امام هم كه به صورت يك اطاق است در غرب جور است.
خانههاي جديد در شرق و غرب و جنوب دهستان قرار گرفته است. خانههاي قديم خشت و گلي و گنبدي هستند. خانه هاي جديد تعداد كمي از آنها خشت و گلي و گنبدي و آنها كه جديدتر و خيلي جديد هستند. بسياريشان آجري و آهني و غيرگنبدي هستند.
ب- مكتب داري در قديم و آموزش و پرورش به صورت جديد:
محمد كربلايي حسن ميگويد: « تا آنجا كه من مي دانم، اولين مكتب در جور مكتب ابوطالب خان پدر آقا فتحالله بود، دومين مكتب مكتب آخوند ملاحسن ملا ابوالقاسم، محل اين مكتب منزل شخصي خود آخوند ملاحسن بود( ملاحسن پدر ابوتراب)، همان منزل ابوتراب نزديك حسينيه قديم. شاگردان اين مكتب عبارت بودند از: 1- خود من (محمد كربلايي حسن ) 2-عباس ملاحسن 3- حسين ملااكبر 4- سيديحيي جعفري 6- مصيب 7- محمدحسين علي باقر 8- حسين مريم سلطان 9- جواد اصغر10- حسن حيدرقلي 11- حسن محمدعابدين 12-زهرا علي مختار كه زوجه حسين ريزويي است 13- سكينه دختر اكبر حاج محمد تقي( كه در قزوين وفات يافته است) 14- فاطمه دختر زينل غلامحسين زينل.
سومين مكتب مكتب آخوند ملااكبر ملاحسين بود، در منزل خود ملااكبر پشت حسينيه قديم. چهارمين مكتب مكتب ملاحسن ملا باقر افزادي در منزل اكبر غلامحسين زينل، پنجمين يا آخرين مكتب مكتب ميرزا عباس ضميري.» اين ميرزا عباس ضميري به او ملاعباس هم ميگفتند و اين جانب آرام حدود يك سال در مكتب او درس خواندم و درس خواندنم از همين مكتب ملاعباس شروع شد.
آموزش و پرورش به صورت جديد از زمان حيدر اكبري و به همت خود او در جور شروع شد، به روايت حسن محمد حسني فرزند حسين مظلوم، اكنون در جور يك مدرسه ابتدايي پسرانه است و يك مدرسه ابتدايي دخترانه، دخترانه و پسرانه مجموعاً نزديك به يكصد و هشتاد دانشآموز دارند، دوره راهنمايي هم يكي پسرانه و يكي دخترانه دارد كه مجموعاً يكسد و شصت نفر دانشآموز دارند. دو پايه اول متوسطه ( يكي پسر، يكي دختر – يك سال اول پسر و يك سال اول دختر) دارد كه مجموعاً سي و شش نفر هستند. تعداد معلمين در جور: دبستان شانزده نفر( مرد و زن) . راهنمايي تعداد پانزده نفر ( مرد و زن ). آموزش و پرورش جور تابع كوهبنان است.
هم اكنون جور، مخابرات مستقل كددار، خانه بهداشت، استاديومورزشي، آب لولهكشي بهداشتي و برق دارد. جزء طرح بهسازي جهادسازندگي است. شركت تعاوني روستايي، سدي جهت توسعه كشاورزي و شوراي اسلامي پنج نفره دارد.
انساب مردم جور
انساب مردم جور در کتابی از احمد آرام که به همین عنوان چاپ شده است بطور کامل شرح داده شده است. برای دسترسی به این کتاب که از سوی وب سایت کوهبنان تجدید تایپ شده و روی سایت قرار گرفته است به منوی کتاب های کوهبنان مراجعه فرمایید. مقدمه ای از بخش انساب کتاب مذکور به شرح ذیل است:
مقدمه انساب:
1- در بحث انساب، در اين كتاب صرف اسامي بيان ميشود و از ذكر القايي چون حاجي و كربلايي و سرهنگ و مهندس و دكتر خودداري ميشود، مگر آنجا كه بدون آنها شناخت شخص مشكل ميشود، مثل عليمحمد كربلايي حسن كه اگر بنويسيم عليمحمد حسن شناخت اين شخص مشكل ميشود. از اين جهت از ذكر اين القاب خودداري ميكنم كه امكان دارد افرادي داراي اين عناوين باشند و مي ندانم. نتيجتاً اگر القاب را بنويسم آنهايي را كه اطلاع ندارم كه داراي يك يا چند تا از اين القاب هستند برايشان لقبي نمينويسم و چون لقبشان را ننويسم برايشان سوء تفاهم خواهد شد و گمان خواهند كرد كه من ميدانستم كه چنين يا چنان لقبي داشتهاند و ننوشتهام.
البته دهستان جور، كربلايي و حاجي و سرهنگ و سرگرد و سروان و مهندس و دكتر فراوان دارد. و براي من و امثال من مايه افتخار است كه مردم دهستانمان افرادي با تقوي، باهوش، پرتلاش و دانش دوست هستند.
2- هر چند كه راويان نسبتها، افراد مطلع خود خانوادهها و قبايل هستند ولي از روايت بعضيها از آن جمله علي ملا غلامرضا و رضا اصغر، و همسرم سكينه اكبري و خالهام – سكينه محمد حسني – و اكبر فرزند حسن علي اكبر حسينعلي، و اكبر فرزند حسن محمد اكبر رضا در خصوص كل خانوادهها و قبايل استفاده فراوان بردهام.
3- در ذكر انساب ابتدا اسامي گذشتگان سپس پيران و بعد ميانسالان و جوانان هر قوم و قبيله را به صورت جدول نوشتهام و بعد آنها را با اضافاتي توضيح دادهام. در جدول نام پسران در سمت راست و نام دختران در سمت چپ قراردارند. ترتيب سن هم جز در مواردي اندك، رعايت نشده.
4- طايفهها را به ترتيب الفبائي اسم يا لقب يا فاميلي فرد مشهور يا قديمي نوشتهام.
5- در ذكر نام فرزندان و همسران آنها، اين احتمال هست كه فرزندان بيشتري داشتهاند و من اطلاع پيدا نكرده نتيجتاً ننوشتهام.
6- بعضي از افراد پير حدود سن آنها در هنگام تحقيق نوشته شده (بيشترين تحقيق مربوط به سالهاي 76 تا پايان 1379 هجري شمسي است)
7- از نوشتن نام فرزنداني كه در سنين كودكي مردهاند خودداري كرده ام.
8- در جدول براي اين كنار بيشتر اسمها شماره گذاشتهام كه با اشاره به آنها كمكي به كار توضيح شود.
9-فاميلي مردم جور، اكثراً يا « اكبري» است و يا « محمد حسني» و يا « توكلي» و بسياري در فاميليشان بعد از اكبري و بعد از محمد حسني كلمه جور و بعد از توكلي كلمه الله آبادي آمده است. بعضي هم فاميليشان آذر آيين است و بعضي آتشپنجه و … خانوادههاي كيانفر، اكبريان، آرام، در ابتدا فاميليشان اكبري جور بوده. و خانوادههاي آرينفر و ساعي و حكمتيفر در ابتدا محمد حسني جور.
2 - دهستان ده علي (خرمدشت)
در فاصله 28 كيلومتري شمال غربي كوهبنان واقع است كه آداب و رسوم و لهجة اهالي آنجا به آداب و رسوم و لهجه يزدي نزديك است شغل اكثر اهالي كشاورزي ميباشد و محصول پسته آن از مرغوبيت بالايي برخوردار است كه اهالي به علت كمبود آب در فصل تابستان به كرج مهاجرت ميكنند. |